محمد مهدى ملايرى
432
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نتيجه مىرسيم كه شناخت صحيح ملتهاى اسلامى براساس فرهنگ مشترك و خصلتهاى ويژهء آنها و همچنين آشنايى با سرزمينهاى مختلف اسلامى با همهء خصوصيات آنها يكى از امورى است كه بايد به آن توجه خاص شود . مسامحهاى كه در گذشته در اين مورد شده باعث گرديده كه امروز اطلاعات ما دربارهء بسيارى از اين ملتها و سرزمينهاى آنها نارسا باشد و از لحاظ افراد عالم و بصير در زمينههاى مورد احتياج در مضيقه باشيم ، ولى هيچ علتى وجود ندارد كه در آينده نيز همچنان در اين كار مسامحه روا داريم يا از آن غفلت ورزيم . و اين نيز در دايرهء وظايف كسانى قرار مىگيرد كه با علوم و معارف اسلامى سروكار دارند تا همانطور كه با پاسدارى از فرهنگ گذشتهء اين سرزمين رابطى بين دورهء كنونى و يك دورهء مهم از تاريخ ايران هستند ايجاد و حفظ روابط علمى و ادبى با ساير ملتهاى اسلامى را هم براساس شناخت مبتنى بر مطالعه و تحقيق برعهده گيرند ، و در هرزمينه و هررشته مربوط به كشورها و ملل اسلامى افرادى مطّلع و متخصصانى در سطح احتياجات علمى و اجتماعى كشور باشند . مطلب ديگر كه شايد يادآورى آن نيز بىمورد نباشد اين است كه حفظ مواريث گذشته و سروكار داشتن با مظاهر فرهنگ ملّى بدينمعنى نيست كه ما فقط در خود فرو رويم و به اندوختههاى گذشتهء خود قانع باشيم بدون اينكه درخور اين عصر چيزى بر آن بيفزاييم . يكى از آفتهاى بزرگ براى مؤسسات علمى نظير اين دانشكده كه بيشتر با گذشته سروكار دارد اين است كه از جهان پيرامون خود و دگرگونيهاى آن بر كنار ماند و از پيشرفت زمان غافل شود . جهان امروز با دنياى گذشته فرقهاى اساسى و مهمى دارد كه مهمتر از همه سرعت پيشرفت و گسترش بىمانند علم و صنعت است . اين پيشرفت سريع در همهء رشتههاى معارف بشرى و از آن جمله در همهء رشتههاى علوم انسانى و فلسفى اثرى عميق گذاشته و همه را از دايرههاى تنگ سابق بيرون كشيده و در سطح جهانى مطرح ساخته است . ديگر هيچ فرد دانشطلب يا مؤسسهء علمى كه بخواهد همگام با تحولات جهانى پيش برود قادر نيست كه به تنهايى و در انزوا به كار